السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

46

تفسير الميزان ( فارسي )

ممكن است بپرسيد چرا بعد از اين درخواست ( پروردگارا دلهاى ما را منحرف مساز ) ، درخواست رحمت كردند ؟ جوابش اين است كه منحرف نكردن دلها مستلزم آن نيست كه رسوخ در علم را هميشه داشته باشند ، زيرا ممكن است دلهاىشان را منحرف نكند ، ولى علم را از دلهاىشان بگيرد ، و در نتيجه افرادى باشند پا در هوا ، نه علمى داشته باشند تا سعادت يابند ، و نه انحرافى تا كه داراى شقاوت گردند ، بلكه در حال جهل و استضعاف همواره بمانند ، در حالى كه احتياج ضرورى و مبرم به علم داشته باشند ، ( مانند بيشتر ملل مستضعف دنياى امروز كه در اثر نفوذ استعمار در فرهنگ و اقتصادشان نمىتوانند قد علم نموده ، به استقلال فرهنگى حوائج خود را بر طرف سازند « مترجم » ) . علاوه بر اين كه احتياج اين طايفه تنها بقاى رسوخ و نفوذ در علم نيست ، بلكه آنان در طريقى قدم برمىدارند كه به انواعى از رحمت نيازمندند ، انواعى كه جز خدا كسى نه ، از آنها اطلاع دارد و نه مىتواند بشمارد ، خود آنان هم آن طور كه بايد اطلاع ندارند ، و ليكن بطور اجمال مىدانند كه بقاىشان در اين حالت ، يعنى حالت رسوخ در علم شرايط بيشمارى دارد ، كه حصول آنها به دست خداى تعالى است و دليل بر اين گفتار ما دنباله كلام خود آنان است ، كه مىگويند : « * ( رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيه ) * . . . » چون در گفتار قبليشان يعنى همين آيه مورد بحث نخست به خدا پناه بردند از اين كه انحراف و زيغ وارد در دلهاىشان شود ، و در نتيجه رسوخ در علم را از دلهاىشان بربايد . سپس در جمله * ( « وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ » ) * ، درخواست ريزش رحمت او را مىكردند تا حيات قلوبشان ادامه يابد ، و اگر كلمه « رحمت » را نكرده و بدون الف و لام آوردند ، و آن گاه آن را به وصف « من لدنك » توصيف نمودند ، براى اين بود كه گفتيم : خود آنان هم بطور مفصل اطلاعى از آن شرايط ندارند ، و نمىدانند كه آن رحمت چه طور بايد باشد ، تنها اين را مىدانند كه اگر رحمتى از پروردگارشان شامل حالشان نشود ، و اگر آن رحمت از ناحيه خداى عز و جل نباشد ، هيچ يك از حوائجشان برآورده نگشته ، و هيچ امرى از ايشان به سامان نمىرسد . و اگر در پناه بردن ، تنها به خدا پناه بردند ، و در درخواست رحمت هم تنها رحمت او را درخواست كردند ، براى اين بود كه چنين افرادى ايمان دارند به اين كه تمامى ملك صرفا از آن خدا است ، و اسباب ظاهرى هيچ چيزشان از خودشان نيست . * ( « رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيه ، إِنَّ اللَّه لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ » ) * اين سخن از راسخين در علم به منزله تعليلى است كه علت سؤال رحمت خود را بيان